مرز شادى و نشاط و ارتباط ان با محیط مدرسه

     براساس هدف و فرجام زندگى، شادى و نشاط از ديدگاه اسلام داراى حد و مرز مى‏باشد. محتوا و قالب شادى و نشاط و عوامل آن نبايد با روح توحيدى و انسانى كه دين اسلام مطرح كرده است، در تضاد و تنافى باشد؛ زيرا هر پديده‏اى كه انسان را از آرمان و غايت اصلى خويش دور سازد، به هيچ وجه مقبول اسلام نخواهد بود.
بنابراين پديده شادى و نشاط و عوامل آن به عنوان يك نياز اساسى و ضرورى تا حدى روا و مجاز مى‏باشد كه علاوه بر آن كه مانع نيل انسان به هدف اصلى‏اش نگردد، بلكه در رسيدن به آن مددكار وى باشد؛ از اين رو بسيارى از انديشمندان مسلمان معتقدند: از آن جا كه انسان در انجام هر رفتار ارادى، انگيزه و هدفى را پى‏مى‏گيرداخلاق اسلامى، ص‏۹۸-۹۹؛ اخلاق الهى، ج‏۵، ص‏۲۳۸. شادى و نشاط به عنوان يك رفتار، از اين قاعده مستثنا نبوده، هدف و انگيزه‏اى در آن دنبال مى‏شود.
در اين پديده، اگر انگيزه و هدف، حق و در راستاى هدف اصلى زندگى آدمى باشد، اين پديده حق، مفيد و سودمند خواهد بود و اگر انگيزه و هدف باطل در آن نهفته باشد و در برابر هدف اساسى زندگى انسان باشد، اين پديده، باطل و مضر خواهد بود؛ بنابراين مى‏توان مرز شادى و نشاط را انگيزه و هدف آن دانست.
مزاح و شوخى كه يكى از عوامل برجسته شادى است، اگر به سبك‏سرى، بى‏شرمى و گستاخى بياميزد، «هزل» ناميده مى‏شود كه در اسلام مطرود است و اگر به تحقير و بدگويى و ناسزا آميخته گردد، آن را «هجو» مى‏خوانند و اين نيز در اسلام نهى شده است‏يكى از صحابيان از رسول خدا پرسيد: «آيا اگر با دوستان خود شوخى كنيم و بخنديم، اشكالى دارد؟ حضرت فرمود: اگر سخن ناشايستى در ميان نباشد، اشكالى ندارد (كافى، ج‏۲، ص‏۶۶۳ ن تحف‏العقول، ص‏۳۲۳). و اگر شوخى از حد خارج شود و به بيهودگى يا زياده‏روى بينجامد، باز از نظر اسلام عملى ناپسند خواهد بود؛ همان طور كه اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايد: «هر كس بسيار شوخى كند، وقار و سنگينى او كم مى‏شود».غررالحكم، ص‏۲۲۲.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «زياد شوخى كردن، آبرو را مى‏برد».كافى، ج‏۲، ص‏۶۶۵.
خنده و تبسم كه از عوامل ديگر نشاط و شادى است، بايد صادقانه بوده، شخصيت آدمى را لكه‏دار نسازد. خنده از نظر اسلام، آن گاه مؤثر و مفيد ا ست كه به شخصيت ديگران لطمه وارد نياورد. خنده، با انگيزه آزردن، اهانت و تحقير ديگرى، حكم حرمت آزار شخص مؤمن را دارد و به شدت نكوهيد شده و حرام است. وقتى براى مؤمن، احترامى برتر از كعبه را بر شمرده‏اند، به خوبى روشن مى‏شود كه اهانت و تحقير او، چه اندازه نكوهيده است.اخلاق الهى، ج‏۵، ص‏۲۵۶-۲۵۷.
قالب‏هاى نشاط و شادى و عوامل آن نيز بايد در شأن مقام انسان و آرمان‏هاى والاى او باشد؛ زيرا گاهى محتوايى مفيد، در قالبى نامناسب نتيجه اثرگذارى را معكوس خواهد كرد و به همين دليل در روايات، «قهقهه» از شيطان تلقى شده‏كافى، ج‏۲، ص‏۶۶۴. و «تبسم» بهترين خنده دانسته شده است.غررالحكم، ص‏۲۲۲. زمان و مكان نشاط و شادى نيز بايد با آن متناسب باشد؛ زيرا اگر اين تناسب برقرار نباشد، بسيار ناپسند و زشت خواهد بود. مزاح و بذله‏گويى در مراسم سوگوارى و مكان‏هاى مقدس ناپسند است‏اخلاق الهى، ج‏۵، ص‏۲۵۸-۲۵۹. و در خصوص مكان و زمان خنده از رسول اكرم(ص) نقل شده است: «كسى كه بر جنازه‏اى بخندد، خداوند در روز قيامت پيش چشم همه، به او اهانت مى‏كند و دعايش اجابت نمى‏شود و كسى كه در گورستان بخندد، باز مى‏گردد، در حاليكه سختى بزرگى همانند كوه اُحد، براى اوست».همان.
از آن چه در اين فراز گفته شد، مشخص مى‏گردد كه پاره‏اى از روايات كه به صورت مطلق يا مقيد، شادى و عوامل آن را نكوهش كرده‏اند، ناظر به شادى، نشاط و عواملى است كه از مرز و حدود شادى خوشايند از ديدگاه اسلام پا فراتر نهاده‏اند به افراط و تفريط در غلتيده‏اند. اسلام اصل شادى و عوامل آن را ناپسند نشمرده است، بلكه آن را تأييد و توصيه كرده است.