درد دل یک معلم...
باورتون نميشه من وقتي ميرم مدرسه هرروز صبح با ناراحتي ميرم چون هيچكدام از اين مواردي كه شما تحت عنوان ویژگی های یک مدرسه شاد عنوان كرديد در خيلي از مدارس وجود ندارد . تازه آقايان و بعضا خانم هاي اداري طرح شاداب سازي مدرسه را هم راه مي اندازند ( البته فقط در حد يك بخشنامه ) نمي دانم اينها واقعا مسلمان هستند !!! شما قوم يهود را كه نجس مي دانيد و دايم از اونا انتقاد مي كنيد بريد ببينيد چطوري هواي همديگر را دارند و به هم كمك مي كنند و خيلي از كشورهاي ديگه كه اديان الهي ندارند مثل چين و كره و هند و . . . بريد ببينيد چطور براي كشور و مردمشان كار مي كنند و مسئولين آنها انتقاد را هم مي پذيرند و اگر خطايي بكنند خودشان استفا مي دهند و مي روند كنار . . خدايا يا جان آدم هاي بد را بگير يا اين مملكت را با ظهور آقا امام زمان ( عج ) درست كن . من ديگه بريدم شما را نمي دونم . من بيشتر دلم به حال اين بچه هاي طفل معصوم مي سوزد . هي ميگن آقا آزمايشگاه نمي ريم ؟ آقا چرا براي ورزش امكانات نداريم ؟ آقا جزوه به ما نمي دي ؟ آقا پس كي ميريم كلاس كامپيوتر ؟ اكثر مدارس پايين شهر وضعيتي اسفناك دارند .
. در همين تهران خانواده هايي هستند كه به نون شب محتاجند و مدير براي ثبت نام از اونها پول مي خواد . آقايان توي راديو و تلويزيون و ساير رسانه ها دايم به مردم مي گويند مدرسه حقي ندارد هيچ پولي بگيرد و از طرف ديگر همين آقايان براي مديرانشان جلسه خصوصي مي گذارند و مي گويند ما هيچ پولي نداريم به مدرسه بدهيم شما خودتان يه جوري از اوليا بگيريد كه صداشون درنياد !!!
من اگه بخوام مشكلات را بگم 100 صفحه ميشه حالا به نظر شما چكار كنيم ما معلمان . . .
ایا اینجوری میشه مدرسه را دلپذیر کرد؟